محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3588
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفتند : « اى امير رأى تو برتر است . » گفت : « كس به طلب عتاب بن ورقا فرستادهام كه امشب يا شب بعد پيش شما مىرسد و اوست كه با سپاه حركت مىكند . » زهرة بن حويه گفت : « خداى امير را قرين صلاح بدارد كه سنگ سنگ شكن مىفرستى به خدا پيش تو باز نمىگردد مگر آنكه ظفر يابد ، يا كشته شود . » قبيصة بن والق گفت : « من راى خويش را مىگويم ، اگر خطا باشد از پس كوشش در كار نيكخواهى امير مؤمنان و امير و عامهء مسلمانان گفتهام و اگر درست باشد خدايم توفيق داده است . ما مىگوييم و مردم مىگويند كه سپاهى از جانب شام سوى تو روان شده ، مردم كوفه هزيمت يافتهاند و فرارى شدهاند و صبورى را سبك گرفتهاند و ننگ فرار برايشان آسان شده كه گويى دلهايشان با خودشان نيست و با جمعى ديگر است . اگر صلاح مىدانى به سپاه شام كه به كمك تو مىرسد بگويى احتياط خويش بدارند و به هنگام شب در انتظار شبيخون باشند ، چنين كن ، كه با مردى تندرو و پر حركت و سفرى و رهنورد نبرد مىكنى . مردم كوفه را براى نبرد وى آماده كرده اى اما به آنها چنان كه بايد اعتماد ندارى . اين قوم كه از شام سوى تو روانه شدهاند برادران مردم كوفهاند . شبيب چنانست كه اينك به يك سرزمين است و ناگهان به سرزمينى ديگر است . بيم دارم به آنها تازد و غافلگير شوند ، اگر آنها هلاك شوند ما نيز هلاك شويم و عراق به هلاكت افتد . » حجاج گفت : « آفرين راى نكو آوردى و مشورت نيك دادى . » گويند : آنگاه حجاج عبد الرحمان بن غرق وابستهء بنى عقيل را سوى سپاه روان شده از شام فرستاد كه برفت و وقتى كه در هيت فرود آمده بودند نامهء حجاج را به آنها داد كه چنين بود : « اما بعد ، وقتى مقابل هيت رسيديد راه فرات و انبار را رها كنيد و راه عين - التمر گيريد تا به كوفه رسيد ان شاء الله . احتياط خويش بداريد و با شتاب حركت كنيد